بندگی


دومین قطعه...


{غدیر هر روز به ما نزدیک تر می شود؛ نکند ما هر روز از علی و آرمانش دورتر شویم ....}

این دومین قطعه از پازل غدیر است که به تماشا می نشینیم.
زیباترین صحنه ای که تا آن روز هستی به خود ندیده بود برپاشدن گرفت و در همین هنگام بود که رسول بانگ بسم الله الرحمن الرحیم برآوردند؛  کم کم هم همه ها خوابیدن گرفت و گوش ها تیز شدن، و همین یک کلام کافی بود تا دلها پرکشند و چشمه های اشکِ روان گسیل شوند و آخرین سخنان آخرین پیامبر را در آخرین حج شان به گوش جان پذیرا شوند...

پرده ی اول که ستایش خداوند است آغازگر کلام نبوی بود... در آن لحظات شیواترین موسیقی آسمانی چنین بر روح تاریخ نواخته شد
 
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَلَا فِي تَوَحُّدِهِ؛ مي‌ستايم الله را كه به تنهايي در اوج اداره‌كردن عالم قرار دارد
وَ دَنَا فِي تَفَرُّدِهِ ؛ با اينكه فرد است، [به تمام موجودات، كه مركب هستند] نزديك است
وَ جَلَّ فِي سُلْطَانِهِ ؛ و بسيار باشكوه حيطة سلطنت خود را مديريّت مي‌كند
وَ عَظُمَ فِي أَرْكَانِهِ ؛ و در چارچوبة نظامي كه ايجاد كرده، خودش عظيم جلوه مي‌كند
وَ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً[الطلاق12]وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ ؛ و علم او بر همه چيز احاطه دارد، در حالیکه در مکان خود است.
وَ قَهَرَ جَمِيعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهَانِهِ؛ و با قدرت خود و قوانيني كه وضع كرده، تمام خلايق را تحت سيطرة خويش قرار داده است
مَجِيداً لَمْ يَزَلْ ؛ فرد با مجد و عظمتي كه پیوسته چنين بوده
مَحْمُوداً لَا يَزَالُ ؛ و ستوده‌اى كه پیوسته مورد حمد خواهد بود.
بَارِئَ الْمَسْمُوكَاتِ ؛ او پديد‌آورندة آسمانهاى رفيع
وَ دَاحِيَ الْمَدْحُوَّاتِ ؛ و گسترانندة زمينهاى پهناور است و...
{اگرچه ابوذرها مشتاقانه واله و شیدای سخنان نبوی بودند .. اما عمروعاص هایی هم بودند که در دل نقشه های کینه توزانه ای زمزمه می کردند .. عده ای در آتش حسادت می سوختند و عده ای در حرارت عشق حضرت علی علیه السلام آماده ی پاکبازی می شدند....}

و این تقابل همیشه میان دنیا طلبان و عاشقان علی علیه السلام بوده و هنوز هم هست...

پیوست
فراتر از مرز شیعه: سنن ابن ماجه(باب 11,حدیث 116,صفحه 30) اثر محمد بن یزید قزوینی متوفای سال 257هجری از کتب صحاح اهل سنت اینگونه نقل می کند:
راء بن عازب گوید: در سفر حج همراه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ایشان بودیم پس در جایی فرمودند ندای نماز جماعت دهید(تا همه جمع شوند) پس دست f را گرفته فرمودند: آیا من از مومنین از خودشان بر ایشان سزاوارتر نیستم؟ پاسخ گفتند: آری, پس دو مرتبه فرمودند: آیا من از هر مومنی بر او اولی تر و سزاوارتر نیستم؟ پاسخ گفتند آری, پس (در حالی که دست
علی علیه السلام در دستشان بود) فرمودند :پس این علی علیه السلام ولی هر کسی است که من مولای اویم, خدایا دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار.
 اگر خدا بخواهد ادامه دارد...

خرقه تزویر


مائیم ویکی خرقه ی تزویر ودگرهیچ

در دام ریا بسته به زنجیر ودگرهیچ

خودبینی وخودخواهی وخودکامگی نفس

جان راچو روان کرده زمینگیر ودگرهیچ

دربارگه دوست نبردیم وندیدیم

جزنامه سربسته به تقصیر ودگرهیچ

بگزیده خرابات وگسسته زهمه خلق

دل بسته به پیشامدتقدیر ودگرهیچ

درویش که درویش صفت نیست،گشاید

برخلق خدادیدۀ تحقیر ودگرهیچ

صوفی که صفائیش نباشد،ننهدسر

جزبردر مردِ زر و شمشیر ودگرهیچ

عالم که به اخلاص نیاراسته خودرا

علمش به حجابی شده تفسیر ودگرهیچ

عارف که زعرفان کتبی چندفراخواند

بسته است به الفاظ وتعابیر ودگرهیچ


برگرفته ازدیوان امام خمینی(ره)

درسي از امام محمد باقر عليه السلام

در زمان هاي قديم وقتي همسايه ها بهم مي رسيدند سلام ميكردند و احوالي مي پرسيدند اما در عصر حاضروقتي نزديكان از كنار هم عبور مي كنند حتي يكديگر را نمي شناسند چه برسد به احوال پرسي و...

متاسفانه همه اينها برخلاف درس هايي ست كه از اسوه هاي اخلاق ما مسلمان ها به دستمان رسيده است.

مثلا امام محمدباقر كه امروز روز شهادتشان است اگر در طي يك روز اطرافيانشان را چندبار ملاقات مي كردند چندين بار نيز احوال شان را مي پرسيدند.1

چقدر خوب است كه ما نيز با تاسي به چنين بزرگواراني اين سنت حسنه را رونق بخشيم. البته فراموش نكنيم كه چنين اخلاقي نياز به زيرساخت هايي چون پرهيز از حسادت، چشم و هم چشمي و ... دارد كه برداشتن قدم اول را سخت مي كند

اما از قديم گفته اند كه هميشه برداشتن همين گام اول سخت است پس بسم الله...

----------------------------
1. بحارالانوار. ج78.ص173

پیوند آسمانی



پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
اولین کسانی که وارد بهشت می شوند علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها هستند

تسليت همسايه خوبي ها

إِنَّ القائِم مِنّا هُو المَهدِی الَّذِی یَجِبُ أّن یَنتَظر فِی غیبته و یُطاعُ فی ظُهُورِه ، و هُو الثّالِث مِن وَلدی

قائم ما همان مهدی است كه درغیبتش باید منتظرش شوند،
و در ظهورش اطاعتش كنند. او سومی از پسران من است.

 مسند الامام الجواد، ص 131



عدو در جامه دوست...

چه بگويد او از سربازان منافق و دشمن شاد كُنَش...


سخن امام حسن(عليه السلام) پيرامون انگيزه صلح


من به اين علت حكومت و زمامداري را به معاويه واگذار كردم كه اعوان وياراني براي جنگ با وي نداشتم. اگر ياراني داشتم شبانه روز با او مي جنگيدم تا كار يكسره شود.
من كوفيان را خوب مي شناسم  بارها آنها را امتحان كرده ام . آنها مردمان فاسدي هستند كه اصلاح نخواهند شد، نه وفادارند، نه به تعهدات و پيمانهاي خود پايبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مي كنند، ولي عملا با دشمنان ما همراهند1
                                           

**آنجا كه مانند پدر، براي احيا اسلام مجبور به صلح مي شود؛ شروطي را در ميان بگذاشت تا دست شقي ترين افراد را براي جهانيان رو كند.

1-حكومت به معاويه واگذار شود به شرط آنكه او به قرآن مجيد و روش پيامبر(صلي الله عليه و آله) عمل كند.
2-معاويه حق ندارد براي خود جانشيني تعيين كندو بعد از معاويه خلافت با  حسن بن علي(عليه السلام) است واگر حادثه اي برايشان رخ داد، حسين بن علي(عليه السلام) زمام امور مسلمين را در دست گيرد.
3-از علي(عليه السلام) نبايد جز به نيكي ياد شود.
4-مبلغ 5 ميليون درهم كه در بيت المال است بايد زير نظر امام حسن مجتبي(عليه السلام) مصرف شود.
5-تمامي مردم از هر نژادي بايد از تعقيب و آزار معاويه در امان باشند و ياران علي(عليه السلام) در هر كجا كه هستند، تحت تعقيب قرار نگيرند2

************************************
1-مجلسي ، بحار الانوار، ج 44 ص 147 – طبرسي، احتجاج،ص 157
  2-با تخليص از كتاب سيره پيشوايان، مهدي پيشوايي

داستان زندگی!