شاید روزهای اخر باشد ؟؟؟؟

انگار گاهي اوقات خون به مغز آدما نمي رسه اونوقتي كه كارهاي عجيب و غريب ناشي از كمبود فكرشونه بقيه رو به خنده وا مي داره...

مثلا همين شايعه اي كه چند وقته ورد زبون انسانهاي الكي خوش و الكي ناراحت مي چرخه اگه نشنيدين بگم براتون كه گفتن : قراره 3 شبانه روز تاريكي مطلق بشه و يك سنگ بزرگ به زمين برخورد كنه و زمين از وسط شكافته بشه ....

و با اين اتفاق ها زمان به آخر برسه .....

اينم از كارهاي عجايب الخلقه ي اين قبيل آدماست كه توي كارهاي خودشون موندن و حتي نمي دونن كي قراره بميرند اما با كمال حماقت براي آخر زمين و زمان وقت تعيين مي كنند ...

يكي نيست به اينها بگه اي بابا عوض خرج كردن قدرت خودتون در اين كارا يكمي خون رساني جسمي و روحي به مغز مباركتون بفرماييد باور كنيد كه اگر فايدش بيشتر نباشه كمتر نيست...

آخرین تصویر از او که عاشق بود


عزیزم اینجا چه می کنی ؟
لبخندی بر صورت آسمانی اش جاری شد، سرش را با معصومیتی ازلی به زیر انداخت ....
عاشقم !
آنقدر کوچک بود، که پاسخش من را مبهوت کند .......

عاشق کی؟
معلومه، عاشق امام!
لحظه ای ترنم زیبای اشک در چشمانش جاری شد، انگار موجی از نور، قطرات اشکش را به آسمان متصل می کرد.....

کجا می روی؟
انشاءالله می ریم تا راه کربلا باز بشه !
عکسی به یادگار از صورت نیلگونش گرفتم، اما لحظاتی بعد، وقتی با پیکری که نقش هزار زخم را بر خود داشت روبه رو شدم، چشمانم به اشک نشست و شانه هایم بی امان لرزید ....

حالا می فهمم برای عاشق، ماندن جایز نیست، ولی چه زود به دیدار معشوق شتافتی، حالا دیگر راه کربلا باز شده، بی علت نبود امام عاشق شما بود....


پی نوشت : به نقل از عکاس و هنرمند " سید مسعود شجاعی طباطبایی "

خورشید من برای....

ای موعود الهی! ای سبزترین بهار موعود! بیا و با کلامت به راه نورمان بخوان که آنچه تو بدان بخوانی سعادت است و رستگاری.

صد موعظه کن ولی ز تســـــــلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقــــــــط با یک شـــرط
از آنچـــه که ما دوســـــت نداریم نگو!

امام مهدی:حق با ما و در میان ماست کسی جز ما چنین نمی گوید مگر آنکه دروغگو و افترا زننده باشد.

متعفن

"...ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه..." حجرات ،آیه۱۲
همراه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می رفتیم ، از کنار مرداری رد شدیم.

رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به من و دوستم فرمودند:
"با دندان های خود از گوشت این مردار بکنید."
با حالت انزجار گفتیم:"یا رسول الله! از گوشت این مردار بخوریم؟"

حضرت فرمودند:"آنچه از برادرتان به شما رسیده تعفنش از این مردار بیشتر است."

یاد آن روز افتادم که
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مردی را به جرم زنا سنگسار می کردند و من به خاطر نفرتی که از عمل زشت او داشتم به دوستم که کنارم ایستاده بود و شاهد ماجرا بود،

گفتم:"
این شخص در جای خود مثل سگ کشته شد."

تصور نمی کردم بدگویی در مورد یک زناکار که حد بر او جاری شده از نظر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تا بدین پایه زشت و نفرت انگیز باشد.

پس تامل کنید و ...

نامه دختر چادری به رؤسای محترم صدا و سیما

باسلام.

میدانم آنقدر سرتان شلوغ است که وقت خواندن نامه های پر درد من یا دختران هم درد مرا ندارید. برای همین حرف آخرم را اول میزنم: آقایان رئیس، تقاضا دارم دیگر در فکر ساختن فیلم و سریال جهت پاسداشت مقام چادر نباشید. ارزش چادر را به اندازه کافی در “تا ثریا” و “راستش را بگو” نمایش دادید.

سینما به اندازه کافی چادر را تخریب میکند. اگر نمیتوانید جلوی این تخریب را بگیرید، لااقل یاری شان نکنید و هیزم در آتششان نریزید.

چادر یعنی دینداری. چادر یعنی حیا. چادر یعنی سادگی. چادر یعنی پوشش. چادر یعنی “چادر”.

چادر نه مثل “چادر بر سر ثریا” عامل بدبختی و عقب ماندگی زن است و نه مثل “چادر بر سر راستگوها” مجوزی برای آرایش و بگو بخند با نامحرم! آخر خودتان قضاوت کنید، آیا این چادر است که بازیگران راستش را بگو بر سر نهاده اند یا به قول بعضیها شنل زورو!!

نماد یک خانم چادری، خانمی است متدین، دیندار و با حیا نه ثریای نزول خور و نه چادریهای آرایش کرده راستگو با آن روابط بیجای گسترده شان!!

راستش را بگو چه چیز را میخواست نشان دهد؟ میخواست بگوید، دختران چادری هم میتوانند اُمّل نباشند! میتوانند درعین چادری بودن آرایش کنند و با پسران روابط صمیمی داشته باشند؟؟!

اُمّل بودن این است که قدر گوهری مثل چادر را ندانی… ندانی که چادر عامل سرفرازی توست… ندانی که اگر چادر بر سرگذاشتی باید محکمتر از قبل با نامحرم برخورد کنی… ندانی که چادر را برای چه برسر گذاشته ای…

آری، چادر تاج بندگی ما و نمادی از دینداری ماست. اینها شعار نیست… اینها حقیقت چادر در ذهن چادریهای واقعی است.

درمورد سریال “کلاه پهلوی” که در این چند قسمت اول سوهان روح من و هم دردان من شده نیز درددل بسیار است. شاید برای آن باید، طوماری بنویسیم! این همه بدلباسی، آرایش، روابط و… را در یک سریال جمع کرده اید که چه چیز را نشان مردم دهید؟! مجوز این همه بدحجابی و بی اخلاقی، نشان دادن کشف حجاب در زمان رضاشاه است؟!!

أین تذهبون؟؟؟

برگرفته از وبلاگ آچاركشي سياست

بیدار شو

اگر دچار سردرگمی، بی نظمی، شلوغی کارها، کمبود وقت، حجم زیاد فعالیت ها و....... شده اید و احساس ناخوشایندی در وجودتان ریشه دوانده، شما خواب هستید!

خواب!!!

بیدارشوید ! لحظاتی را به خود اختصاص دهید. به آنچه کرده اید و پیش رو دارید بیندیشید و.............

البته به این نکته هم توجه کنید :

یکی از مهمترین عوامل تقویت اراده، انجام وظایف الهی و حاضر دانستن خداوند در همه صحنه های زندگی است . آرامش روانی حاصل از انجام وظایف الهی از موثرترین عوامل تقویت اراده به شمار می رود.

نماز اول وقت، رعایت مقررات الهی، دوری از گناه هرکدام یکی از مهمترین عامل های تقویت اراده هستند.

همه ی موارد بالا فریاد می زند تقوا پیشه کنید، تقوا پیشه کنید، حتی اگر می خواهید از حجم زیاد فعالیت هایتان کاسته شده و آرامش فکری بیابید.

اگر بیدار شدید! بدانید که انسانها برای ادامه مسیرشان نیاز به الگو دارند، الگوهایی از جنس خودشان و از میان همین انسانهای خاکی چه الگوهایی بهتر از شهدا، نزدیک به عصر خودمان، جوان و البته پر مشغله!


انسانهای خاکی


معرفی الگو، همرا با خاطرات ناب از آ نها در هفته های آینده.

منتظرمان باشید.
------------------------------------------
پانویس:
عوامل تقویت کننده اراده بر گرفته شده از : وجیهه آذرمی، معجزه ارده ص46
تقوا پیشه کنید : إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوْا وَ الَّذينَ هُمْ مُحْسِنُون (نحل، آیه128)

مشکی سفید



آبان ماهی که گذشت، نمایشگاهی با عنوان مشکی سفید در فرهنگسرای بوستان حجاب مشهد بر پاشد.

شروع نمایشگاه با رود نیل بود و به بهشت برین ختم می شد و در آخر دفتری که نظرات بازدید کننده ها را ثبت می کرد.

رود نیل برای این بود که حجاب آسیه، همسر فرعون و یوکابد، مادر موسی را به عنوان زنان مسلمان به نمایش بذاره.

از رود که بگذریم به پوسترهای مختلفی از تاریخ حجاب و مضرات بی حجابی می رسیم که بسیار خواندنی و جالب بودند.

بعد از اینها صحنه ی شهادت حضرت علی (علیه السلام) توسط مانکن هایی، تعبیه شده بودند که نقش قطام، زنی بی حجاب را در شهادت حضرت، نشون می داد.

از زن ابولهب و مانکن زن بی حجابی که در کفن پیچیده شده بود و خنده ی فرشته ها را به خودش جلب می کرد، که بگذریم.

به جایی می رسیم که مردم برای دیدنش سر از پا نمی شناختند (تنگه قبر) اصرار و علاقه ای که برای دیدن جهنم بود، برای تماشای بهشت دیده نمی شد.

خروجی بهشت آدمهایی بودند که از دیدن این صحنه منقلب شده بودند ودر فکر عمیقی به سر می بردند. البته گروهی هم می خندیدند  واز دیدن صحنه ترسناک جهنم و تاریکی قبر به وجد آمده بودند ....!

و اما چه دختر هایی که پاکی در چشمانشان موج می زد و بین دو راهی سبز حجاب و قرمز برهنگی و بی بند وباری حیران مانده بودند؛ دفتر فطرتشون ورق خورده بود و شاید با اندکی تفکر و آگاهی، جاده سبز حجاب را انتخاب می کردند.

غرفه هایی هم بیرون از نمایشگاه، محصولات دانش افزایی حجاب را عرضه می کردند. اما کافی نبود و کارشناسایی رو می طلبید که انبوه شبهاتی که در ذهن مردم موج می زد را پاسخ می دادند ....


نامه

علل نابودی ملت ها

پس از یاد خدا و درود! همانا ملت های پیش از شما به هلاکت رسیدند، بدان جهت که حق مردم را نپرداختند،

پس دنیا را با رشوه دادن به دست آوردند و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت کردند.

{نامه79 نهج البلاغه به فرماندهان لشکر ،بعد از به دست گرفتن خلافت}

سپري شدن 17 روز

 

باز محرمي ديگر و گذشتن17 روز از واقعه اي كه در آن ،سرور بهشت جوانان را مظلومانه به خاك و خون كشيدند ، به گونه اي كه دوستداران اين امام بزرگوار ، امامي كه اخلاق و رئوفيتش در عمق جان محبانش تفوذ كرده را ، دوباره سياه پوش و عزادار نموده است.

در مقابل كساني كه به گفته همين دردانه زهرا (سلام الله عليها )‌ دنيا را محل اسكان خود قرار دادند و هيچ چيز را به حق و حقانيت جهاد امام حسين (عليه السلام ) در راه خدا نمي دانند طوري كه نمي فهمند و درك نمي كنند چرا او را كشتند ؟ و چرا كشته شد ؟

ناعادلانه به قضاوت هاي بي جا و بي مورد نشسته و دوستداران او را عقب مانده خوانده و گاه با سخره ، حزن سرشار از اميد و زندگي خدا گونه ي انها را به باد اتهام گرفتند و فرياد مي كنند بايد  فقط شادبود "انهم به هر قيمتي"

اينگونه است كه گاه بايد بر شاديهاي نارواي چنين افرادي كه در صحراي كربلا سرمست از پيروزي كاذبانه شمشير بر گلويي كه جرمش فقط براوردن برقراري زندگي كه دران دستورات مطابق با فطرت ادمي بوده كشيده و قاه قاه و مستانه خنديديد گريست .

  چرا كه به خيال خود نطفه اين آوا را در گلو خفه كردند غافل از اينكه حق را حافظي چون يگانه پروردگار عالميان است .

خون تو جاذبهء زمین را بی اعتبار کرد

یا حبیب الباکین

 

                 با خودم فکر می کنم اصلا چرا باید

                 رباب ، با آب هم قافیه باشد

 

                روضه خوان ها زیادی شلوغش می کنند

                حرمله آنقدر ها هم که می گویند تیر انداز ماهری نبود

                هدف های روشنی داشت

 

                تنها تو بودی که خوب فهمیدی

                استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت

                شش ماه علی بودن را طاقت آوردی

                خون تو جاذبهء زمین را بی اعتبار کرد

                حالا پدرت یک قدم می رود بر می گردد

                                        می رود بر می گردد

                                         می رود...

                با غلاف شمشیر برایت از خاک گهواره ای بسازد

                تادیگر صدای سم اسب های وحشی از خواب بیدارت نکند

                رباب می رسد از راه

                 با نگاه

                بایک جملهء کوتاه

                 آقا خودتان که سالمید انشاالله...

 

دانلود فایل اجرای این شعر توسط حاج مهدی سلحشور البته قبل از تغییرات نهایی

برگرفته از وبلاگ پرسه در خيال
سيد حميدرضا برقعي