ما مانده ایم و قول هایمان

 
 

زینب جان شرمنده ایم که حسینت را

به بهای حسینی شدن ما از دست دادی...

 


ابراهیم از هجر اسماعیل زینب از داغ حسین

هر دوگریانند و اما

این کجا و آن کجا



یـک عــاشـورای دیـگر گــذشـت...

مــا مــانــدیم و وعــده هــایـمـان...

مــا مـانـدیــم و قــول هــایـمـان...

مــا مــانـدیـم و عــهدهــایــی کــه در مــیـان اشــک هــا بــا خـدای حـسـین بــسـتـیـم...

تــوبــه کــردیــم بــه عــشــق راه حــســیــن...

مــا بــیشـتر حــسیــنـی شــدیــم...

تــا عــاشــورای دیــگر چـقـدر حــسیـنـی مـیـمـانـیـم؟

حــسیـن بــه نـظـاره نـشـسـتـه است...

بــه نــظـاره مــریــدانــش...

کــه چــقــدر پــای اشــک هــایـشـان ایـسـتاده انــد...

چـه مـیـکـنـی ای دل؟؟

حـسـیـنـی مـیـمـانی یــا مـیـروی؟!

---

صلوات

 

فقط او...


 

من آرامش نمی خواهم به زیر سایه اغیار

دلم آرامشی خواهد که باشد از وجود تو


در این دنیا بود لذات فقط بازی و سرگرمی

نباشد لذتی بالاتر از ذکر و سجود تو


منم دارم دلی اما بود محروم از این لذات

خوشا آنانکه دائم در نمازند و رکوع تو


نبودم لحظه ای دور از نگاهت اندر این عالم

ولیکن بوده ام غافل از این عمق حضور تو


سراینده: دلتنگ


خورشيد بر نيزه

ياحسين         يا زينب

گوش كن صدايي مي آيد، صداي غل و زنجير هاي شيطاني بر دست و پاي يزيديان مي شنوي؟
پس كمي درنگ كن كه بي درنگ تا وقتي گوش ها گرفته و چشم ها نمي بيند و دست ها لمس نمي كند و لب ها نمي چشد، عقل ها درك نخواهند كرد و دل ها نخواهند فهميد كه چه آوردند بر سر دردانه فرزند زهرا (سلام الله عليها) و علي (عليه السلام )  اين يادگاران آخرين پيامبر خدا در روي زمين .

آخر چقدر بايد خام پنداشت و چقدر بايد كودكانه خيال كرد كه با ريخته شدن خون خدا در روي زمين ، خدايي بودن محو خواهد شد و بساط عيش و نوش و  خوش گذراني دنيا تا ابد فراهم خواهد گشت گويا اين كج فهمي و خام پنداري ارثي است از پدر به پسر رسيده.

اما زهي خيال باطل اينبار اگر چه خورشيد بر بالاي نيزه ها رفت زينبي فاطمه گونه شام را به شب سرد ظلماني وحشت گرفته بدل كرد و همچون ََشهابي سهمگين بر سر كوفيان ناجوانمرد عهد شكن سر به زير افكنده فرود آمد
چرا كه او مي دانست حسين بر آسمان هاست و يزيد در قعر قتلگاه زمانه دست وپاي ابدي خواهد زد .

سومین قطعه...

بسم الله الرحمن الرحیم




سومین قطعه از پازل غدیر را در هنگامه ی محرم به تماشا می نشینیم.


غدیر تنها در حجه الوداع نبود و نیست؛ همچنانکه سقیفه تنها در بنی ساعده نبوده و نیست.

اما این بار غدیر در سبزترین آیه ی استقامت و سرخ ترین آیه ی شهادت تجلی یافت؛
این بار غدیر یعنی حسین(علیه السلام) و یارانش... این بار غدیر یعنی زینب(سلام الله علیها) و همراهانش؛ که برای غدیرِِ سر بریده و معرفی غدیر به بیخبرانِ شام ماندند...

و امروز...

نوبت به دِمَشق و بارگاه زینب رسیده .. سقیفه می پندارد که می تواند باز غدیری را به قربانگاه بکشد ... ولی بیخبر از آن است که .. عاشورا تکرار نخواهد شد! عباس های بیشماری هستند که چشم دوخته اند به گوشه ی چشمی از  علی زمانشان تا که بدری جدید بیافرینند...

واما آنچه از خطبه ی غدیریه قرار است در این قطعه باز خوانی شود:

 
هنوزهم این طنین دلنواز به گوش می رسد که پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در غدیر خم برفراز جهازها ایستاده و دست بر شانه ی مبارک برادرش نهاده و ندا می دهد که:

وَ جَبَّارَ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ ؛ فرمانرواي مطلق زمینها و آسمانها است،

{ کاش همان قدر که عقلم در مقابل جباریت ات خاضع است قلبم هم خاشع بود...}

قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ ؛ بسيار بلند‌مرتبه و بسيار پاكيزه [از آلايش‌ها] است،
رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ ؛ پروردگار فرشتگان و روح‌القدس است.

مُتَفَضِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ بَرَأَهُ ؛ تفضّل‌كننده بر همه‌ي آنچه خلق كرده،

{ فضل یعنی بدون استحقاق بخشیدن, هیچ کدام از خلایق شَان اینکه بر خداوند واجب باشد تا در مرتبه ی اول هستی و در مراتب بعدی نعمت های دیگر را به آنها بدهد ندارند.. خداوند چون فیاض بذات است بدون استحقاق می بخشد. به قول علامه حسن زاده : منم يك نكته از غيب و شهودت ...  منم يك شمه از فيض نمودت }

مُتَطَوِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ أَنْشَأَهُ ؛ نعمت‌دهنده بر هر آنچه كه بوجود آورده است.

{خدایی که رزق کرمی سیاه زیر سنگی سیاه در دل سیاه شب را از یاد نمی برد، چه جای نگرانی برای من است که غصه ی روزی ام می خورم.. اگر غصه ی روزی ات رامی خوری بدان خدا را بخیل پنداشتی!}

يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ ؛ همه‌ي ديده‌ها را مى‌بيند.

{ الم یعلم بان الله یری؟! .. پس چرا بازهم ...!!! }

وَ الْعُيُونُ لَا تَرَاهُ ؛ و ديده‌ها او را نمى‌بينند.

{ الهى‏ از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏.. با نور می بینیم, بیچاره آنکه می گوید خدا را نمی بینم؟! }

كَرِيمٌ حَلِيمٌ ذُو أَنَاةٍ ؛ بزرگوار و بردبار و مهلت‌دهنده است.

{ با این بار گناهم وقتی میبینم هنوز زنده ام می فهمم هنوز هم جای امیدی برای بهتر شدنم بوده... یاغافر الذنب .. اغفرلی...}

قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ رَحْمَتُهُ ؛ رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.

وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ ؛ و با نعمت خود بر آنها [همه چيز] منّت نهاده است.

{ نعمت هایت را شمارش نتوانم .. چطور پاسخ کفرانی که داشته ام را بتوانم؟!؟!}

لَا يُعَجِّلُ بِانْتِقَامِهِ ؛ در اجراي كيفر مجرمان شتاب نمی‌کند.

وَ لَا يُبَادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذَابِهِ ؛ و به عذابی که درخورِ آن هستند، پيشى نمى‌گيرد.


ادامه نوشته

آنگاه كه آنتي يهود شدم!!!


نميدانم كه تا به حال فكر كرده ايم، چرا كتاب آسماني مسلمان ها اينقدر در مورد بني اسرائيل و حضرت موسي سخن گفته است. مگر چه ارتباطي يهوديان با مسلمانان دارند.

شايد اگر كمي بهتر دقت كنيم متوجه مي شويم  كه در بدترين اتفاقاتي كه در تاريخ مسلمانان رخ داده رد پاي يهوديان ديده مي شود.

*تنها قومي است كه 9 بار در قرآن لعن شده است.

*قومي است كه خداوند در قرآن از آنها با تعبير بوزينه رانده شده ياد كرده است.
...فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ (بقره/65)

*قومي است كه در قرآن با نام شجره ملعونه ياد شده است«...وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ ...» (اسرا 60)

*دشمن سر سخت شجره طيبه( اهل بيت سلام الله عليهم)

يكي از آياتي كه در مورد يهود است اين آيه شزيفه است:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُود..(مائده 82)

*خداوند به صراحت بد ترين دشمن مومنين را يهود معرفي مي كند.

- از اينجا بود كه ما شديم «آنتي يهود»

شايد حداقل كاري كه بتوان انجام داد ،تحريم اقتصادي يهوديان توسط ما مسلمانان است.

استفاده از كالاهاي اسرائيلي برابر است با:  بيشتر ريخته شدن خون فلسطينيان و همه مظلومان جهان و زدن گل به خودي و...



مرگ بر آمریگا

http://shahrezanews.ir/wp-content/uploads/2013/10/559.jpg

اطاعت و کفر!

«قل اطیعوا الله و الرسول فإن تولوا فإنّ الله لا یحب الکافرین»1

بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر روی گردانید، به راستی که خداوند کافران را دوست ندارد.

.

.

اگر روی بگردانید... خدا کافران را دوست ندارد.

چه قدر تکان دهنده!

یعنی کسی که از فرمان خدا و پیامبر-صلی الله علیه و آله و سلم- سرپیچی کند، در حقیقت وارد مرحله ای از کفر شده است. فرق نمی کند که این فرمان، احترام به پدر و مادر باشد یا رسیدگی به همسایه یا... .

خوب که دقت کنیم می فهمیم چرا در زندگی هایمان گره وجود دارد! ما هنوز به معنای واقعی کلمه مطیع خدا و رسولش نشده ایم!

اما بدانیم لا یکلف الله نفسا الا وسعها. خدا به اندازه توانمان از ما توقع دارد و نه بیشتر. فقط حواسمان باشد پایمان را از محدوده اطاعت خدا بیرون نگذاریم!


***************************

1.سوره مبارکه آل عمران، آیات 31 و32 .

نرم و شیشه ای

یادش بخیر یه زمانی ما میخواستیم مراحل جنگ نرم رو برای حذف حجاب بررسی کنیم و از خواننده های عزیز کمک خواسته بودیم...

مدت مدیدی گذشته اما اومدیم بگیم فراموش نکردیم میدونیم که جنگ نرم چون سلاح و سنگر مشخصی نداره سختتر از جنگ سخته!

مثلا فرد چادری که چادرشو کنار میذاره، آرایش میکنه ، زلف پریشون میکنه؛ شاید اصلا متوجه نباشه که در دام دشمن دست و پا میزنه . حتی خیلی هم خوشحال باشه و این دگرگونی ظاهرشو حاصل تمدن و پیشرفت بدونه اما از قدیم گفتن "سلام گرگ بی طمع نیست"

وقتی به دشمن بودن دشمنامون معتقدیم نباید خیلی بی اساس تبلیغات و هدایای توخالی اونا رو بپذیریم باید تامل کنیم، اهدافشونو بررسی کنیم و در ترازوی اعتقادات خودمون سبک و سنگین کنیم

جنگ نرم و شیشه ای ما نه ببخشید اونا... اول با موشکافی و بررسی های کارشناسانه نقاط حیاتی و جامع ما رو شناسایی میکنه (یعنی نقاط اساسی ای که اگه فرو بریزه به دنبالش چیزای دیگه ای هم سقوط میکنه)

و بعد شیوه های به ظاهر آراسته اما سرکوب کننده ای که برای مقابله با این نقاط لازمه به دقت پایه ریزی میشه و در قالب های تبلیغاتی و فرهنگی متفاوت به آدمای غافل عرضه میشه و خنده داره که ما با افتخار و آغوش باز برای تقلید از اونا، دین و جان می سپاریم ...

                                                                                             ادامه دارد...


خواستن... نتوانستن است

 اگر معاهده آن دو نبود؟؟!!!

بي ترديد اگر معاهده  امام حسن (عليه السلام) با معاويه نبود و مردم از پيمان شكني هاي آل اميه بي خبر مي ماندند،قيام  امام حسين (عليه السلام) به وقوع نمي پيوست. اگر شرط  امام حسن (عليه السلام) با معاويه كه او را از تعيين جانشين محروم مي ساخت بر قرار نمي شد، تا معاويه آن را با انتساب يزيد بشكند، نه  امام حسين (عليه السلام)دستاويز مشهودي براي قيام مي داشت و نه پيروانش دليل واضحي براي استدلال...

آري  امام حسن (عليه السلام) بزرگرترين تجسم خواستن و نتوانستن بود. سربازي كه در جنگ ها يكه تازيش حيرت مي آفريد و خلفي كه در مكتب رشادت، تا شهادت پدر از ارث و آموزش بهره برده بود، آنجا كه رسالت را در ميدان امامت، تنها در صلح ممكن ديد چه بزرگوارانه و پر شكيب آن را پذيرفت و تحمل كرد...

زبان برنده و خطبه هاي كوبنده و و كلام توفنده اش سكوت شمشير را به كمال جبران كرد...



بيايييم سربازي  براي امام زمانمان را تمرين كنيم، اينگونه كه براي نايبش سيد علي خامنه اي سربازي جان فدا باشيم...

تاريخ نوشت:
شايد اين جمله را از امام علي(عليه السلام) شنيده باشيم كه « هر كس از تاريخ عبرت نگيرد هلاك خواهدشد». لحظه اي، فقط لحظه اي خودمان را در زمان امامت امام حسن (عليه السلام) بگذاريم. آيا مانند سردار بزرگ سپاه امام، ما هم رو به سوي معاويه زمانمان - او كه پر از تزوير و نيرنگي است- مي رويم؟؟؟ يا دليرانه تحت فرمان ولي فقيه مي مانيم؟؟؟

بر گرفته از كتاب سيره پيشوايان/مهدي پيشوايي