بسم الله الرحمن الرحیم

سومین قطعه از پازل غدیر را در هنگامه ی محرم به تماشا می نشینیم.
غدیر تنها در حجه الوداع نبود و نیست؛ همچنانکه سقیفه تنها در بنی ساعده نبوده و نیست.
اما این بار غدیر در سبزترین آیه ی استقامت و سرخ ترین آیه ی شهادت تجلی یافت؛
این بار غدیر یعنی حسین(علیه السلام) و یارانش... این بار غدیر یعنی زینب(سلام الله علیها) و همراهانش؛ که برای غدیرِِ سر بریده و معرفی غدیر به بیخبرانِ شام ماندند...
و امروز...
نوبت به دِمَشق و بارگاه زینب رسیده .. سقیفه می پندارد که می تواند باز غدیری را به قربانگاه بکشد ... ولی بیخبر از آن است که .. عاشورا تکرار نخواهد شد! عباس های بیشماری هستند که چشم دوخته اند به گوشه ی چشمی از علی زمانشان تا که بدری جدید بیافرینند...
واما آنچه از خطبه ی غدیریه قرار است در این قطعه باز خوانی شود:
هنوزهم این طنین دلنواز به گوش می رسد که پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در غدیر خم برفراز جهازها ایستاده و دست بر شانه ی مبارک برادرش نهاده و ندا می دهد که:
وَ جَبَّارَ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ ؛ فرمانرواي مطلق زمینها و آسمانها است،
{ کاش همان قدر که عقلم در مقابل جباریت ات خاضع است قلبم هم خاشع بود...}
قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ ؛ بسيار بلندمرتبه و بسيار پاكيزه [از آلايشها] است،
رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ ؛ پروردگار فرشتگان و روحالقدس است.
مُتَفَضِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ بَرَأَهُ ؛ تفضّلكننده بر همهي آنچه خلق كرده،
{ فضل یعنی بدون استحقاق بخشیدن, هیچ کدام از خلایق شَان اینکه بر خداوند واجب باشد تا در مرتبه ی اول هستی و در مراتب بعدی نعمت های دیگر را به آنها بدهد ندارند.. خداوند چون فیاض بذات است بدون استحقاق می بخشد. به قول علامه حسن زاده : منم يك نكته از غيب و شهودت ... منم يك شمه از فيض نمودت }
مُتَطَوِّلٌ عَلَى جَمِيعِ مَنْ أَنْشَأَهُ ؛ نعمتدهنده بر هر آنچه كه بوجود آورده است.
{خدایی که رزق کرمی سیاه زیر سنگی سیاه در دل سیاه شب را از یاد نمی برد، چه جای نگرانی برای من است که غصه ی روزی ام می خورم.. اگر غصه ی روزی ات رامی خوری بدان خدا را بخیل پنداشتی!}
يَلْحَظُ كُلَّ عَيْنٍ ؛ همهي ديدهها را مىبيند.
{ الم یعلم بان الله یری؟! .. پس چرا بازهم ...!!! }
وَ الْعُيُونُ لَا تَرَاهُ ؛ و ديدهها او را نمىبينند.
{ الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.. با نور می بینیم, بیچاره آنکه می گوید خدا را نمی بینم؟! }
كَرِيمٌ حَلِيمٌ ذُو أَنَاةٍ ؛ بزرگوار و بردبار و مهلتدهنده است.
{ با این بار گناهم وقتی میبینم هنوز زنده ام می فهمم هنوز هم جای امیدی برای بهتر شدنم بوده... یاغافر الذنب .. اغفرلی...}
قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَتُهُ ؛ رحمتش همه چیز را فرا گرفته است.
وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ ؛ و با نعمت خود بر آنها [همه چيز] منّت نهاده است.
{ نعمت هایت را شمارش نتوانم .. چطور پاسخ کفرانی که داشته ام را بتوانم؟!؟!}
لَا يُعَجِّلُ بِانْتِقَامِهِ ؛ در اجراي كيفر مجرمان شتاب نمیکند.
وَ لَا يُبَادِرُ إِلَيْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذَابِهِ ؛ و به عذابی که درخورِ آن هستند، پيشى نمىگيرد.