مجنون خدا

مردنمازش را شكست و گفت:
مردك در حال راز و نياز باخدا بودم،براي چه اين رشته را بريدي؟
مجنون لبخند زد و گفت:
عاشق بنده اي بودم و تو را نديدم
تو عاشق خدا بودي چطور مرا ديدي؟

مردنمازش را شكست و گفت:
مردك در حال راز و نياز باخدا بودم،براي چه اين رشته را بريدي؟
مجنون لبخند زد و گفت:
عاشق بنده اي بودم و تو را نديدم
تو عاشق خدا بودي چطور مرا ديدي؟
"قطعاباهر سختی آسانی است"
{سوره انشراح آیه 6}
از درخت آموختم
اگر همه ی برگهایم را از دست بدهم
بايد به انتظاررویشی دوباره استوار بایستم
و قامت خم نکنم
اگرچه ناملایمات تامدّتها روی ساقه هایم بنشینند...
و بهار خواهد آمد
و من دوباره سبز خواهم شد
زینب جان شرمنده ایم که حسینت را
به بهای حسینی شدن ما از دست دادی...

ابراهیم از هجر اسماعیل زینب از داغ حسین
هر دوگریانند و اما
این کجا و آن کجا

یـک عــاشـورای دیـگر گــذشـت...
مــا مــانــدیم و وعــده هــایـمـان...
مــا مـانـدیــم و قــول هــایـمـان...
مــا مــانـدیـم و عــهدهــایــی کــه در مــیـان اشــک هــا بــا خـدای حـسـین بــسـتـیـم...
تــوبــه کــردیــم بــه عــشــق راه حــســیــن...
مــا بــیشـتر حــسیــنـی شــدیــم...
تــا عــاشــورای دیــگر چـقـدر حــسیـنـی مـیـمـانـیـم؟
حــسیـن بــه نـظـاره نـشـسـتـه است...
بــه نــظـاره مــریــدانــش...
کــه چــقــدر پــای اشــک هــایـشـان ایـسـتاده انــد...
چـه مـیـکـنـی ای دل؟؟
حـسـیـنـی مـیـمـانی یــا مـیـروی؟!
---
صلوات

در طوفان زندگی با خدا بودن
بهتر از نا خدا بودن است

خدایا نگویم دستم بگیر
عمریست گرفته ای
مبادا رها کنی
الهي! من ذا الذي ذاق حلاوة محبتك فرام منك بدلا، و من ذا الذي انس بقربك فابتغي عنك حولا
اي خداي من!
كيست كه شيريني محبت تو را چشيده، پس غير تو را دوست گرفت؟ و كيست كه به قرب تو انس گرفت، و به ديگري روي آورد؟
هركس كه تو را شناخت، جان را چه كند؟
فرزند و عيال و خانمان را چه كند؟
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه ي تو هر دو جهان را چه كند؟
بار پروردگارا! مرا از آن كساني بگردان كه دلهاشان به قيد محبت تو بسته، و خاطرهاشان از هيبت تو شكسته.
اي غايت مقصد دل مشتاقان! و اي نهايت آرزو و آمال دوستان!
از تو دوستي را مي طلبم و دوستان او را و دوستي هر عملي را كه مرا به تو نزديك تر سازد.
منبع: معراج السعاده،ملا احمد نراقي.