سنگر مبارزه !!!

به جای یک بار، چندبار تو کنکور قبول شد. ولی رشته ها، مورد علاقه اش نبودند. تا اینکه توی رشته ی پزشکی دانشگاه شیراز، با رتبه چهار قبول شد.قرار بود بره، ولی چون پدرش رو به سقز تبعید کرده بودن، دودل شده بود. می گفت:« می خوام مغازه کتابفروشی بابارو حفظ کنم؛ اینجا سنگر مبارزه است ».آخرش هم وقتی من و پدرش سقز بودیم؛ تلگراف زد و خبر داد که انصراف داده. ما هم با اینکه نگران ادامه تحصیلش بودیم ولی چیزی بهش نگفتیم؛ چون همیشه عاقلانه و با اخلاص تصمیم می گرفت و می دونستیم که تحصیل رو رها نخواهد کرد. بعد از اون هم هیچ وقت از فکر ادامه تحصیل بیرون نیومد.امام خمینی ( قدس سره الشریف ):یک مسئله ای است که تکلیف الهی است برای همه ما؛ هر فردی که می بیند وجودش در یک جایی مفید است و می تواند خدمت بکند. این یک تکلیف است که امروز همه باید عمل کنند؛ باید همه ما به این تکلیف عمل بکنیم. ما همه مان موظفیم، مکلفیم، که الان این نهضت را حفظ کنیم؛ در هر جا که شما وجودتان مفید است. صحیفه امام، ج 9، ص 386
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:58 توسط شقايق
|