"یحیی بن هرثمه"که مامور بود امام هادی (علیه السلام ) را از مدینه به سامرا بیاورد می گوید:

وارد منزل امام شدم .بعد از آگاهی مردم از حضور من فریاد و شیونی بلند شد که تا آن روز مانند آن ندیده بودم.

من با قسم و سوگند تلاش کردم  که آنان را آرام کنم و گفتم:من مامور اذیت و آزار ایشان نیستم...

وبعد با امام به راه افتادیم.بعد از ورود به بغداد اسحاق بن ابراهیم طاهری (فرماندار بغداد)به من گفت :این آقا فرزند پیامبر است اگر متوکل را در کشتن او تحریک کنی خونخواه تو رسول خدا خواهد بود.

در پاسخ گفتم به خدا جز نیکی از او چیزی ندیده ام که با او چنین کنم.

پس از ورود به سامرا "وصیف ترکی" (یکی ار درباریان با نفوذ) را دیدم .او گفت اگر یک مو از سر او کم شود،مسئول او تو خواهی بود.

بعد از ورود به دربار و دیدار متوکل دیدم متوکل نیز برای او احترام قائل است

منش نیکو اولین درس پیشوایان گرامی ماست.