آه ازدلم، که حواسش پرت زندگی است

مشغول زرق وبرق گشته و غافل ز بندگی است

حتی به وقت خلوت با یار هم نیابمش

یارب،دلم زدست رفت واین بیچارگی است

سرمایه ام زکف رفت ونیافتم مقصدم

عمری گذشت ودل هنوز غرق دلبستگی است

گر تو نیفکنی نظر لطف بر دلم

این زندگی چه است؟ همه اش بیهودگی است

دل رابگیر دست خودت ومکن رها

دل جای توست،بودن غیرت شرمندگی است

سراینده:دلتنگ