آخرین تصویر از او که عاشق بود

عزیزم اینجا چه می کنی ؟
لبخندی بر صورت آسمانی اش جاری شد، سرش را با معصومیتی ازلی
به زیر انداخت ....
عاشقم !
آنقدر کوچک بود، که پاسخش من را مبهوت کند .......
عاشق کی؟
معلومه، عاشق امام!
لحظه ای ترنم زیبای اشک در چشمانش جاری شد، انگار موجی از
نور، قطرات اشکش را به آسمان متصل می کرد.....
کجا می روی؟
انشاءالله می ریم تا راه کربلا باز بشه !
عکسی به یادگار از صورت نیلگونش گرفتم، اما لحظاتی بعد، وقتی
با پیکری که نقش هزار زخم را بر خود داشت روبه رو شدم، چشمانم به اشک نشست و شانه
هایم بی امان لرزید ....
حالا می فهمم برای عاشق، ماندن جایز نیست، ولی چه زود به دیدار معشوق شتافتی، حالا دیگر راه کربلا باز شده، بی علت نبود امام عاشق شما بود....
پی نوشت : به نقل از عکاس و هنرمند " سید مسعود شجاعی طباطبایی "
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:40 توسط شقايق
|